تبلیغات
دل نوشته های من
دل نوشته های من




خیلی تنهام... [الهه ی عطش , ]



چی بگم که خیلی تنهام. می دونی یاری ندارم

چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم.دیگه دلداری ندارم..

         

هیچ کسی پا نمی ذاره به سراچهء خیالم,هیچ کسی نداد جواب این سوال بی جوابم.

 هر کی اومد۲-۳ روزی از دلم بازیچه ای ساخت. دلم هم مثل عروسک ساده بود.

دل به دلش باخت .گله و گلایه ای نیست.بی وفایی رسم عشقه.عاشقا تنها می مونن.تنهایی مرام عشقه!!!!



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  جمعه 14 بهمن 1384 و ساعت 08:02 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

() نظر
       




کل یوم فی عمری... [الهه ی عطش , ]



کل یوم فی عمری بیعدی و انت معی

فیک بحس انی بیزید احساس گوای

والله غصبا عنی بشتقلی علیک

اجمل الیالی انا لمات شوفک بعینی

کل شی فی بالی بنسی اول مات جیلی

انت عندی غالی و بفکر فیک

     

             

هر روز زندگیم میگذرددر حالیکه تو با منی

باتو بودن باعث می شود احساسات بیشتری در خود بیابم

دست خودم نیست مشتاق توام

قشنگ ترین شب هام اینه وقتی که چشمام تو رو ببینه

هر چی که تو فکرم هست,به محضی که می یای از یادم می ره

تو برام از هر چیزی با ارزش تری و به تو می اندیشم

خوانندهء عرب:الیسا



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

() نظر
       




آغاز دوست داشتن... [الهه ی عطش , ]



          

نوشته شده توسط بانوی شرقی در  سه شنبه 11 بهمن 1384 و ساعت 08:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

() نظر
       




بر بال باد.... [الهه ی عطش , ]



بر بال های تو نشسته ام و چون پرنده ای آزاد تا ابرها بالا خواهم رفت. ایکاش که این پرواز در خواب نباشد و تو گیسوان آشفتهء مرا در باد رها مسازی...

نکند گرمی دستان تو از عشق نیست. نکند محبت کلامی پوچ و رویایی ست.ای وای اگر که این پرواز تا اوج رفتن بر بال باد باشد..

ای وای.....



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  شنبه 8 بهمن 1384 و ساعت 08:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

() نظر
       




ای خدا.... [الهه ی عطش , ]



ای خدا کاشکی یکی بود همدم و همنفسم بود
 یکی بود که منو کم داشت یکی که دلواپسم بود

یکی که روی شونه ش قطره قطره اشک بریزم
یکی که منو بفهمه, حس کنم براش عزیزم

کاشکی اون یکی تو بودی,کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی عشق تو جوابی واسه هر سوال من بود

تو چه کردی با دل من؟ تو چی آوردی به روزم؟
انگار این تقدیر من بود که به پای تو بسوزم

نیست راه پس و پیشی همه بن بسته و بسته
دیگه خیلی وقته این دل,دل به عشق تو بسته

دل تو پیش غریبه شده درگیر و گرفتار
ولی من بیادت هر شب,تا خود سپیده بیدار

من تو رویای تو هستم,تو!تو فکر یکی دیگه
ولی من پای تو موندم,یا تو, یا که هیچکی دیگه!!



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  جمعه 7 بهمن 1384 و ساعت 05:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ

() نظر
       




با اینکه.... [الهه ی عطش , ]




با اینکه نگاهت خیلی مهربون بود
با اینکه کلامت آرمش جون بود

صحبتت با من اما حواست پیش اون بود
احساس قشنگت مال دیگرون بود

اینکه تو با یک نگاه داشتی دو نشونه
واسه غرور نشکستنی ام خیلی گرون بود
خیلی گرون بود

خوب دستتو خوندم.خوب دستتو خوندم
خوب کودک احساسمو از خواب پروندم

گل کاشتم و خود رو توی آتیش ننشوندم

با اینکه نگاهت خیلی مهربون بود.....


      



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  پنجشنبه 6 بهمن 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ

() نظر
       




شریکم باش... [الهه ی عطش , ]



شریک سقف من نیستی , بذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوارو شریکم باش . شریکم باش...

شریک عمر من نیستی, بیا هم لحظه باشیم و همین یک لحظه دیدار و شریکم باش شریکم باش...

فقط در هفته یک لبخند لبتو قسمت من کن . اگه خورشید من نیستی بیا و شمعو روشن کن. تمنای شرابم نیست . یه جرعه آب شریکم باش. کنار چشمه ی رویا یه لحظه خواب شریکم باش

شریک زندگیم نیستی . شریک آرزویم باش.اگه نیستی کنار من بیا و روبرویم باش!! سلامی کن گه و گاهی بنام آشنا بر من همین اندازه هم بسه برای شور دل بستن!!!!

غزل خوانم نباش اما حرفی ساده شادم کن! اگه دیدی منو,بشناس!نمی گم اینکه یادم کن.

یه عشق نا بسامانو چه سامانی از این خوشتر؟شکایت نامهء دل رو چه پایانی از این خوشتر؟؟

شریکم باش شریکم باش شریکم.....



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  دوشنبه 3 بهمن 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ

() نظر
       




بخاطرت [الهه ی عطش , ]



  من به خاطر تو چه کارها که نمی کنم .اما تو که نمی دونی!

 بخاطرت دارم عذاب می کشم . دوری و انتظار سخته. تو که نمی دونی.....

زنده باد اونیکه می گه :من در میان جمع و....

اما تو چی؟ تو حواست کجاست؟ من حواسم کاملا پیش تو و تو.....؟؟؟

تو خیلی چیزارو نمی دونی.

مثلا اینکه رنگ چشمات منو دیوونه می کنه .اینکه صدات آدمو به عرش می بره.بازم بگم؟؟

اما یه چیزیو خیلی خوب می دونی. 

می دونم که می دونی دوست دارم. پس عذابم نده.......

                                                                    



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 10:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر
       




بیادت.... [الهه ی عطش , ]



به یادت اشک می ریزم تو اما برنمی گردی

ندونستی که می خوامت ندونستی و بد کردی

به یادت اشک میریزم که عشقت مونده تو سینه

  هنوزم عاشقت هستم ولی چشمات نمی بینه

من معصوم خوش باور تو رو عاشق می دونستم

می خواستم بکنم از تو ,نتونستم ,نتونستم

به سم عشق تو افسوس شده اغشته خون من

که زخم تو فرو رفته به مغز استخون من

تو فهمیدی که دیوونه م , تو دیدی جون برات می دم

تا اون شب ,  اون شب اخرتو رو با اون یکی دیدم



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 10:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر
       




به یادت اشک می ریزم, تو اما... [الهه ی عطش , ]





نوشته شده توسط بانوی شرقی در  دوشنبه 19 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر
       




رسم دنیا... [الهه ی عطش , ]



وقتی میون گلها شوق شکفتنی نیست

تو جاده های احساس هوای رفتنی نیست

وقتی که تو نگاهت نمونده شوق موندن

وقتی که رسم دنیاست رفتن و دل سوزوندن

حسرت من روز و شب گفتن یک ترانه ست

یخ زده توی ذهنم حرفی که عاشقانه ست

وقتی میون دستات محبتی نمونده

معنی تلخ حرفات قلب منو شکونده

وقتی که چشمای تو پر از هراس و غوغاست

خسته ترین نگاهم در انتظار فرداست

در انتظار روزی که دل پر از ترانه ست

روی لبای تشنه ام حرفای عاشقانه ست

حسرت من روز و شب گفتن یک ترانه ست

یخ زده توی ذهنم حرفی که عاشقانه ست

وقتی میون دستات محبتی نمونده

معنی تلخ حرفات قلب منو شکونده

شعر:امید اطهری

خواننده:سیروان خسروی

البوم:تو خیال کردی بری



نوشته شده توسط بانوی شرقی در  دوشنبه 19 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر
       




درد و دل..... [الهه ی عطش , ]



روزگار سختی است

آدمها خشكند ... حقایق تلخند ..... رویاها شوكران !
جوی های روان تنگ اند و درختان قطور ضعیف !

خورشید گرم است و سوزان .. ماه بی خیال و فروزان !

می دانم . من می دانم . تو هم می دانی ... همه می دانند ...
روزگار عجیبی است !

انسانها در میان خرابه هایی که زیبایشان می نامند می زیند و به آن عشق می ورزند.

و اینچنین بر حقارت خود دامن می زنند ...

و من به دور از هیاهوی آدمک های دل خوش ... همچنان در خود فرو می روم.

هر چه بیشتر در میانشان می زیم دورتر می شوم و غربیه تر !

آری ... معصومیت كودكیهایم گم شده است،



اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و 
ساده دل !

و همچنان در انتظار،

در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی،

كه مرا از خود و خویشتن ها برهاند و به سر منشا خود بازگرداند.

و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...

من اینجا تنها ماندم
،
خدایا مرا به بغضی که از تو می شکند بسپار،

مرا به باد های تندِ رهاکننده ی گویا ... مرا تا همیشه به باران شوینده بسپار .

پروردگارا، انتظار سخت ترین مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته ای !

مرا ...... ببـــــــر ........




نوشته شده توسط بانوی شرقی در  شنبه 17 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

بانوی شرقی (65)


موضوعات

عمومی (3)
الهه ی عطش (48)
دست نوشته هایم (14)


 آرشیو

اردیبهشت 1386 (8)
فروردین 1386 (8)
اسفند 1385 (2)
دی 1385 (1)
آذر 1385 (5)
آبان 1385 (5)
مهر 1385 (2)
شهریور 1385 (2)
مرداد 1385 (3)
تیر 1385 (1)
فروردین 1385 (1)
اسفند 1384 (3)
بهمن 1384 (14)
دی 1384 (9)
آذر 1384 (1)


صفحات

... 2 3 4 5 6





لینكستان

  زامیاد۲۸

  عشق در پیتی

  فانوسکهای خاموش(دختر عمه ام)

  دل نوشته های کیمیا

  قلم شکسته

  موسیقی عربی

  پیش دانشگاهی من,مرکز زجر!!!!

  فرهاد تنها

  بهترین سرزمین

  ایران آزاد

  ابراهیم

  چاوش

  ابادان نت

  dark life

  سیروان خسروی

  شاهکار بینش پژوه

  سنیوریتا ابادانی

  صد درد پزشکی

  بانوی شرقی وبلاگ قبلی من

  ناصر





لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی