تنهایم [الهه ی عطش , ]
چون دوستت می دارم پاییز از حوالی حوصلهات كه بگذرد،من زرد می شوم حتی آفتاب هم كه بر پوستت بگذرد، من می سوزم
و تا كفش های رفتنت جفت می شوند، غریب میمانم و تنها وقتی گریه ای گمان نمی برم در تو، من سبز میمانم
كه نیلوفرانه دوستت می دارم نه مانندهی مردمانی كه دوست داشتن را به عادتی كه ارث بردهاند با طعم غریزه نشخوار می كنند من درست مثل خودم تو را دوست می دارم
نوشته شده توسط بانوی شرقی در سه شنبه 1 فروردین 1385 و ساعت 06:03 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 3 تیر 1385 و ساعت 02:06 ق.ظ
()
نظر
|