[الهه ی عطش , ]
ما عیب را از آن خود کردیم حال پاسخ قلبهای شکسته را چه کسی خواهد داد آنگاه که گلایه شکوه میکند ، دیگر تو در آغوشم نیستی آنگونه نگاهم مکن ، میتر سم تیز پاره های قلب شکسته ام زلال نگاهت را پاره پاره کنند چشمانت را دوست میدارم زیبای من دیوانه وار در آتشکدهء نگاهت با الهء زیبای شکست میرقصم و مست گونه با ملکهء تنهائی عشقبازی میکنم به امید آن روز که در عشق آنها شکستی عمیق بخورم... میپرستمت ،دوستت دارم، دل تنگ توست
بهانه راهیست ماندگار ولی بدون مقصد..........
نوشته شده توسط بانوی شرقی در سه شنبه 26 دی 1385 و ساعت 08:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|